سلام بعد 1 سالو چند ماه البته بعد مدت ها قهر که من
پاپیش گزاشتم بر میگرده میگه من هیچ احساسی بهت
نداشتم من یکی دیگه رو دوس دارم البته فامیلیم بهش
گفتم عین ی فامیل (اخه رابطه مون نزدیکه همیشه
میبینمش )قبول نکرد گفت جایی برا فامیلیت نذاشتم بعدش
دوباره دعوا قهر دوستم جلومو گرفت و اگر نه مامانش
که عشق منه با هاش یکی میکردم هر چی از دهنمون
در اومد بهش گفتم اوایل رفتاراش موقع ایکه قهر بودیم
ی چیزایی رو نشون میداد برام خوراکی که خودش
داشت میخورد و میداد داداشم برام بیاره داداشم بچه است
بهم میگفت اون منو فرستاده ی روز زل میزنه بهم ی
روزم دستمو گرفت البته تو این همه مدت قهر بودیم از
این 1 سال 4 ماه رفیق بودیم الان بازم دوس دارم
فهمیدم با دوستم رفیق بود یکی دیگه رو دوس داره با ی
دختره همین الان رفیقه ولی بازم دوسش دارم و براش به
جز خودم بهترینارو اگه من بهش نمیرسم ارزو
خوشبختی براش میکنم این از ته قلبمه منم ی دخترم و
الان به طور کامل از وقتی فهمیدم دور همه چی رو خط
کشیدم افسردگی گرفتم از اون روز نخندیدم غذا نمیخورم
دیروزم سر کلاس افتادم من حتی با اون دوستم که
باهاش دوست بود الان دوستم ی رفاقت خیلی خیلی
صمیمی هم داریم من ادم خوشگلی هستم همه چی رو
براش راحت کرده بودم بهش گیر نمیدادم برش شارژ
میخریدم پول نمی گرفتم بدونه اینکه بگه براش شارژ
میخریدم با حیا با ادب همه جوره دختر خوبیم ولی
باز... در حدی ویژگی های خوبم زیاده که حتی مامان
ها رو بیخیال که در از مامانم منو خاستگاری میکنن ی
پسره تو چشم مامانم گفت دوسم داره ولی چون سنم کمه
مامانم تمام جوابارو منفی میده حالا انصافا نمیدونم باهام
چه مشکلی داره من تو کل عمرم با سه نفر دوست شدم
دوتاشون عاشقم بودن و یکی شون همونیه که من
عاشقش بودم اولیش هم ودش بود بعد از 11 ماه که
باهاش قهر بودم با دو نفر رفیق شدم اونم در عرض 1
هفته با هاشون تموم کردم اخه دلیلش چیه به نظرشما
دوسم نداره من میبینمش گریه ام میگیره اما اون چشم
دیدنم رو نداره تو رو خدا کمک کنید چی کار کنم
منم خیلی اذیتش کردم به خاطر اینم ازم ناراحته تو رو
خدا کمک کن